سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

خطر تضعیف روحانیت و یکه تازی منحرفان و اخباریون

آیت الله مهدوی در خشت خام چه می بیند!؟

 به نظر می رسد باید مسایل و دغدغه های کلان تری ذهن آیت الله را به خود مشغول داشته باشد که این گونه پر جنب و جوش و با انرژی نقش آفرینی می کنند و در این میان چه بسا تهمت ها و هجمه هایی را نیز متحمل می شوند. در حقیقت پیدا کردن این دغدغه ها پاسخ سوال اصلی است که آیت الله بدنبال چیست؟
تضعیف روحانیت با هدف های خاص و همچنین ملتهب کردن فضای سیاسی از مهمترین برنامه هایی است که جریان انحرافی بدنبال آن است. وقتی پای روحانیت از میدان سیاست و اجتماع کوتاه شد و فضای سیاسی هم مشوق و ملتهب شد تا تشخیص سره از ناسره دشوار شود، آنگاه جریان های خاص زاویه دار با نظام در موضع قدرت قرار می گیرند و این فرصت را می یابند که اهداف خود را اجرایی نمایند. با این وصف بیراه نیست اگر گفته شود آیت الله مهدوی کنی با درک چنین شرایطی است که قدم به میدان گذاشته و تحرکات او منحصر به انتخابات مجلس نهم و وضعیت گروه های سیاسی اصول گرا نیست.
 آیت الله مهدوی کنی  این روزها در حالی نقش ویژه ای در گردهم آوری اصول گرایان و آماده کردن آنها برای انتخابات مجلس نهم ایفا می کند که شاید برای برخی از فعالان و تحلیل گران سیاسی، حضور وی در این عرصه همراه با علامت تعجب و سوالهای زیادی باشد.   آیا وضعیت جبهه اصول گرایان به نحوی  است که رها شدن از آن تنها از عهده بزرگانی چون او بر می آید؟ آیا خطر قدرت گیری رقبای سنتی  جدی شده است؟

 به لیست این سوالات می توان پرسش های دیگری را هم افزود و آنگاه به این سوال رسید که اگر پاسخ همه آنها مثبت باشد، آیا باز هم ارزش آن را داشت که شخصیت آرام و میانه روی چون آیت الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری وارد چنین عرصه ای از سیاست شود که حکم ریسک را دارد.

 به نظر می رسد باید مسایل و دغدغه های کلان تری ذهن آیت الله را به خود مشغول داشته باشد که این گونه پر جنب و جوش و با انرژی نقش آفرینی می کنند و در این میان چه بسا تهمت ها و هجمه هایی را نیز متحمل می شوند. در حقیقت پیدا کردن این دغدغه ها پاسخ سوال اصلی است که آیت الله بدنبال چیست؟ از چه چیز نگران است و به چه می اندیشد؟

برای یافتن دغدغه های آیت الله مهدوی کنی شاید موارد مختلفی به ذهن هر تحلیل گر و کارشناسی برسد اما فرض این قلم بر این است که افراط گرایی و تضعیف روحانیت  مهمترین مسایل مبتلا به این روزهای فضای سیاسی کشور است که بی شک دلسوزانی همچون مهدوی کنی نمی توانند نسبت به آنها بی تفاوت باشند.

پیوند تاریخی مردم و روحانیت

آیت الله محمدرضا مهدوی کنی در کنار بزرگانی دیگر از جمله اولین یاران انقلاب اسلامی است که سابقه  همراهی او به اندازه عمر انقلاب اسلامی است. طبیعی است که چنین شخصیت هایی در برابر تحرکات و اقداماتی که منجر به ضایع شدن ثمرات این نهضت عظیم دینی و سیاسی شود، بی تفاوت نیستند و در برابر هر گونه گزند احتمالی علیه انقلاب و نظام مستقر آن حساس باشند.

آیت الله مهدوی کنی در کنار شخصیت حقیقی خود اما نماینده ای از قشر روحانیت است که پرچمدار نهضت مردمی علیه رژیم وابسته پهلوی بود. روحانیت انقلابی نه تنها قبل از انقلاب رهبری و همراهی با انقلاب را در کارنامه درخشان خود دارد بلکه بعد از پیروزی انقلاب نیز در همه عرصه ها میدان دار بوده و از دادن هر گونه هزینه ای برای پا گرفتن نهال نوپای جمهوری اسلامی دریغ نکرده است.

سابقه تاریخی این سرزمین هم حکایت گر آن است که حداقل در دوران معاصر هر حرکتی که در جهت منافع و خواست مردم بوده، روحانیت در آن نقش آفرین بوده و هر گاه این پیوند دینی- سیاسی  مردم و روحانیت از هم گسیخته یا حتی کم رنگ شده، تحرکات و اقدامات علیه منافع ملی  بیشتر شده و آسیب های فراوانی نیز بر مردم وارد آمده است.

در حقیقت روحانیت انقلابی و مردمی همچون سدی در برابر تعدی و ظلم به مردم و همچون راهنمایی برای گشودن مسیرهای منتهی به سلامت بوده که آگاهی و خودباوری مردمی را به دنبال داشته است و البته که این خصیصه منافع جریان ها و گروه های فرصت طلب را به مخاطره می انداخته است. از همین رو جریان های سیاسی داخلی و خارجی زاویه دار با نظام همواره سعی داشته اند تا رابطه مردم و روحانیت را  کاهش داده و با تاکید بر برخی مراجع فکری خود ساخته، مرجعیت فکری روحانیت را خدشه دار کنند.

جریان انحرافی و تغییرات ساختاری!

اظهار نگرانی درباره تضعیف روحانیت و هشدار درباره برنامه های مشکوک برای تغییر ساختار نظام در چند ماهه گذشته از طرف کارشناسان و تحلیل گراین سیاسی معتقد به نظام بارها شنیده شده است. این هشدار ها از زمانی بیشتر و جدی تر شد که به تدریج برنامه ها و تحرکات جریانی در پیرامون دولت آشکارا شد. این جریان سیاسی که به « جریان انحرافی» موسوم شده اهداف و آمالی را دنبال می کند که مسلما روحانیت را در مقابل تحقق آن خواسته ها می بیند. جریان موسوم به انحرافی زمانی می تواند خطرناک باشد که با باقی مانده های جریان فتنه همسو و موتلف شود. مساله ای که خبرهای غیر رسمی حکایت از نزدیکی و اشتراک اهداف آنها دارد.

فضای رادیکال بستر مناسب فرصت طلبان

فضاهای ملتهب و رادیکال سیاسی همواره محیط مناسبی است برای فرصت طلبانی که در پی ماهی گرفتن از آب گل آلود هستند. در چنین فضاهایی معمولا ذهن افکار عمومی و مسئولان و مدیران به مسایل خاصی مشغول می شود و باندهای سیاسی و اقتصادی اهداف شوم خود را بیشتر و بهتر دنبال می کنند.

نمونه و مصداق بارز این ادعا حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 است که پس از فروکش کردن آن پرونده های اقتصادی و امنیتی جریان انحرافی رو  و معلوم شد که این جریان از  مشغله مسئولان و   نهادهای نظارتی و افکار عمومی در رفع فتنه 88 سوء استفاده کرده و توانسته با نفوذ در گلوگاههای مهم، برنامه های خود را پیش ببرد.

علاوه بر این آسیب مهم دیگری که نظام از وضعیت تنش آمیز و توام با تندروی می بیند، غلبه حاشیه ها و مسایل فرعی بر مسایل اصلی است. در چنین فضایی آموزه های اخلاقی و احترام و حرمت نهادن به یکدیگر جای خود را به دروغ و تهمت و افترا می دهد و آبروی مومنان و مسئولان هزینه منافع جناحی و سیاسی می شود. مهمترین پروژه ها و برنامه های کلان کشور به فراموشی سپرده می شود و مدیران و مسئولان سرگرم پاسخ دادن  به رقیبان می شوند و وضعیت همان می شود که به تعبیر رهبر معظم انقلاب « رفتارهای قبیله ای» مصداق آن است.

 وقتی منافع قبیله و جریان جای منافع ملی و نظام را می گیرد استحکام و انسجام نظام لطمه می بیند، اعتماد عمومی خدشه دار می شود، وحدت مسئولان رنگ می بازد، مشکلات بر زمین مانده مردم لاینحل باقی می ماند و در نهایت این ایده القا می شود که نظام کارآمدی لازم را ندارد. در چنین فضای غیر شفاف و ملتهبی باندها و جریان های سیاسی فرصت پیدا می کنند تا نقشه های تدوین شده خود را عملی کنند. نیروهای وابسته را به نهادها و دستگاهها نفوذ دهند، امکانات و اموال عمومی را هزینه اهداف سیاسی خود کنند و مهمتر از همه افکار عمومی را مشوش نمایند.

میدان داری روحانیت و میانه روی رمز بقای انقلاب


بنا بر آنچه بیان شد تضعیف روحانیت با هدف های خاص و همچنین ملتهب کردن فضای سیاسی از مهمترین برنامه هایی است که جریان انحرافی بدنبال آن است. وقتی پای روحانیت از میدان سیاست و اجتماع کوتاه شد و فضای سیاسی هم مشوق و ملتهب شد تا تشخیص سره از ناسره دشوار شود، آنگاه جریان های خاص زاویه دار با نظام در موضع قدرت قرار می گیرند و این فرصت را می یابند که اهداف خود را اجرایی نمایند. با این وصف بیراه نیست اگر گفته شود آیت الله مهدوی کنی با درک چنین شرایطی است که قدم به میدان گذاشته و تحرکات او منحصر به انتخابات مجلس نهم و وضعیت گروه های سیاسی اصول گرا نیست.

بلکه او در پس این اتفاقات و تحولات سیاسی، خطرها و نگرانی هایی را احساس می کند که حکایت همان مثل معروف است :« آنچه جوان در آیینه بیند، پیر در خشت خام می بیند».  باید پای نظام و حفاظت از آموزه ها و اصول اخلاقی آن در میان باشد که رئیس مجلس خبرگان رهبری آبرو و دهه ها سابقه مبارزاتی و سیاسی خود را اینک به میدان آورده است.

 روحانیت که از میدان خارج شود و افراط گرایان میدان دار شوند، به جرات می توان گفت که انقلاب اسلامی هم از راه خود منحرف، استحاله شده است. میدان داری روحانیت  انقلابی و اعتدال و میانه روی دغددغه های این روزهای آیت الله مهدوی کنی است که چه بسا رمز ماندگاری و پیشرفت انقلاب اسلامی هم هست.
telegram 19dey.com

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢٩-٠٩-١٣٩٠, ١٩:١۶

   

پر مبحث ترین ها