سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

تاریخ‌نگاری دلبخواه!؟

اخیرا دوست بزرگوارم جناب حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان در گفتگویی، درباره شکل جدید تحریف تاریخ و خاطره‌نویسی هشدار داد و از جمله گفت: «در 10 ـ 15 سال گذشته یک سری خاطرات منتشر شده است که تحت تاثیر تغییرات سیاسی بوده که در ایران اتفاق افتاده است. نویسندگان بسیاری از این خاطرات، خودشان افراد سیاسی و صاحب منصب بوده و یا هستند...
اخیرا دوست بزرگوارم جناب حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان در گفتگویی، درباره شکل جدید تحریف تاریخ و خاطره‌نویسی هشدار داد و از جمله گفت: «در 10 ـ 15 سال گذشته یک سری خاطرات منتشر شده است که تحت تاثیر تغییرات سیاسی بوده که در ایران اتفاق افتاده است. نویسندگان بسیاری از این خاطرات، خودشان افراد سیاسی و صاحب منصب بوده و یا هستند... این وابستگی به حزب یا یک گروه سیاسی خاص، روی نوشته‌های این افراد تاثیر گذاشته است؛ در حالی که تاریخ‌نویسی علمی باید فارغ از این مسائل باشد و این نکته در مراکز تاریخ‌پژوهی ما هم رعایت نمی‌شود... البته ما درباره جنگ مشکل خاصی نداریم؛ چون تقریباً همه به یک شیوه به جنگ نگاه می‌کنند، اما خطوط سیاسی و اشخاص و احزاب به دلیل اینکه هر 5 یا 10 سال دچار یک پالایش می‌شوند، خود به خود کسانی که بعداً خاطراتشان را می‌نویسند، نسبت به قبلی‌ها کوتاهی خواهند کرد. من به خصوص حدس می‌زنم کسانی که از این به بعد تاریخ جنگ بنویسند، کمتر نامی از آقای هاشمی رفسنجانی بیاورند یا اگر بخواهند درباره بعضی تغییر و تحولات سیاسی سخن بگویند، اسم برخی شخصیت‌ها را کمتر بیاورند... راهی که من به پژوهشگران پیشنهاد می‌دهم، این است که وقتی خاطرات را می‌خوانند، به اصل وقایع توجه کنند و از تحلیل‌های راوی بگذرند. تحریف همیشه این نیست که چیزی را اضافه کنند. گاهی اوقات با کم کردن از واقعه‌ای هم تحریف می‌کنند».


به گمانم این نگرانی جدی است و بنده با ذکر مواردی با دغدغه ایشان اعلام همراهی می‌کنم.

نمونه اول:

یکی از پژوهشگران و از مدیران سالهای نخست صدا و سیما، در جمعی دوستانه از خاطرات خود می‌گفت و از جمله در باره شیوه تاریخ‌نویسی، خاطره زیر را بیان کرد: در نخستین روزهای پیروزی انقلاب برای برنامه‌سازی در زمینه تاریخ ملی شدن صنعت نفت، گروهی را تشکیل دادیم و از آنان خواستیم که تحقیقی را در این زمینه فراهم آورند. در میان این جمع یکی از افراد پرسید که می‌خواهید به نفع دکتر مصدق بنویسم یا به سود آیت‌الله کاشانی؟ گفتیم: به نفع واقعیت تاریخی. گفت: واقعیت تاریخی را به نفع مصدق بنویسیم یا کاشانی؟ ما هر دو روش را بلدیم و مهم این است که شما چه بخواهید!

نمونه دوم:

خدا رحمت کند مرحوم عمید زنجانی را که استاد دانشگاه تهران بود و شاید از اولین کسانی است که در زمینه انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، کتابهای متعددی را تالیف کرده است. در جلسه‌ای از ایشان پرسیدم که شما در کتاب خود از قیام زنگیان و حکومت فاطمیون مصر و سربداران و ... به عنوان ریشه‌های انقلاب اسلامی نام بردید ولی از نقش اندیشمند متفکری به نام دکتر علی شریعتی که بی‌تردید تمایل نسل جوان به انقلاب اسلامی، مرهون آثار و فعالیتهای اوست، هیچ نگفتید. آیا این شیوه تاریخ‌نویسی منجر به تحریف تدریجی تاریخ معاصر نخواهد شد؟ آن مرحوم هم با این توضیح که نخواستم وارد موضوعی بشوم که بر سرش اختلاف وجود دارد، سعی کرد نقص کارش را توجیه کند که قطعا مقبول نمی‌افتاد.

نمونه سوم:

در یکی دو سال گذشته، یکی از خبرگزاری‌های وابسته به یکی از نهادها، عکس ورود امام خمینی به ایران را به دلخواه خود تغییر داد. حتما همگان به یاد دارند که افراد زیادی از نیروهای سیاسی فعال در داخل و خارج کشور در میان یاران امام خمینی قرار داشتند که پایبندی به روایت علمی از مسائل تاریخی ایجاب می‌کند ما نام آنان را در جای خود مطرح کنیم. ولو این که همراه با نقد و ترسیم اختلافات فیمابین باشد. خبرگزاری مذکور عکس ورود امام خمینی به ایران را به شکلی بازسازی کرد که گویی فقط شهید مطهری همراه ایشان روی پلکان هواپیما ایستاده است و افرادی مانند مرحوم لاهوتی و صادق طباطبایی و صادق قطب‌زاده و دیگران اصلا حضور ندارند.

نمونه چهارم:

چند شب قبل در یک برنامه‌ تلویزیونی از مبارز قدیمی آقای حبیب‌الله عسگراولادی برای بیان خاطرات دعوت شده بود. وی در پاسخ به این سئوال که چه کسانی در هواپیمای امام و آن پرواز انقلابی حضور داشتند، تاکید کرد که من از بردن نام افراد معذورم چون خیلی از آنان با انقلاب نماندند. البته در شبی دیگر آقای محمود دعایی تلافی کرد و نام اکثر مبارزان قدیمی را ولو آن که الان با انقلاب نباشند، بر زبان آورد و از تحریف تاریخ جلوگیری کرد. این امر در نمایش فیلمهای تلویزیونی از رخدادهای انقلاب به شکل بارزتری نمایان است و بسیاری از فیلم‌های روزهای نخست انقلاب به دلایلی مشابه، اساسا به مردم نشان داده نمی‌شود تا خدای ناکرده مبادا برخی از کسانی که مورد قبول ما نیستند، از تلویزیون نشان داده نشوند و معلوم نشود که نقش آنان در پیروزی انقلاب کم نبوده است. در هیچ یک از مستندهای تاریخی پخش شده در این ایام هم، نامی و عکسی و فیلمی از بسیاری مسوولان رده اول وجود ندارد و معلوم نیست که دستاوردهای دوران جنگ و بعد از آن را کدام مدیران اجرایی برای کشور فراهم کرده اند.

نمونه پنجم:

این موردی که عرض خواهم کرد، هدف اصلی من از نگارش این یادداشت است. یکی از درسهای اجباری دانشگاه‌های کشور، درس «انقلاب اسلامی» است که مسئولیت تدوین محتوا و تامین استاد آن را «نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها» بر عهده دارد. این نهاد تاکنون چندین و چند بار در محتوای کتاب درسی مذکور تجدید نظر کرده و هر بار به دلایلی دست به اصلاحات زده است. بنده به یکی از این تغییرات ایجاد شده اشاراتی می‌کنم تا هشدار آقای جعفریان در این زمینه بیشتر ملموس شود.

در کتاب «انقلاب اسلامی ایران» نوشته جمعی از نویسندگان که ویراست چهارم آن با اصلاحات جدید در سال 1388 منتشر شده است، حدود چهار صفحه و نیم به مسئله ملی شدن صنعت نفت اختصاص یافته است. هر چند مطابق انتظار، نویسندگان با خط فکری خاصی به نگارش کتاب و محتوای این فصل آن پرداختند و سعی کردند که در دعوای میان مصدق و کاشانی، جانب آیت الله کاشانی را بگیرند و در نقد مصدق مطالبی را بگنجانند، اما دست کم قصه ملی شدن صنعت نفت، ماجرای تشکیل دولت مصدق، حادثه 30 تیر، کودتای آمریکا و انگلیس علیه دولت مصدق، حمایت مردم از مصدق و دولت وی و تظاهرات علیه دربار و ... به شکلی منعکس شده بود.



طبعا دانشجویان کشور با خواندن این بخش از کتاب مذکور، ولو آن که در تحلیل محتوای حوادث با نویسندگان همراهی نکنند، دست کم بر اطلاعات آنان از ماجرا افزوده می‌شد و همین هم مغتنم بود. متاسفانه نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها، در سال 1390 با انتشار کتابی تازه در باره انقلاب اسلامی ایران، ارائه این میزان از اطلاعات را هم از دانشجویان دریغ کرد تا اصلا نامی از مصدق به گوش دانشجویان کشور نخورد. تمامی مطالب موجود در باره جنبش ملی شدن صنعت نفت در ویراست دوم کتاب «درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران» نوشته آقایان محمدرحیم عیوضی و محمدجواد هراتی چنین است:

«یکی از بارزترین صحنه‌های پیروزی جنبش بیداری اسلامی و حرکت در راستای تعالی‌خواهی، در نهضت ملی شدن صنعت نفت نمودار شد. این نهضت مهمترین حرکت ضداستعماری دهه 1320 به شمار می‌رود. در جریان ملی شدن صنعت نفت، دو گرایش فکری ملی و مذهبی به هم رسیدند و با اقدامات متحدانه خود در دفاع از حقوق مردم و با تکیه بر قاعده «نفی سبیل»، به نفی سلطه انگلیس بر ایران پرداختند. بدین ترتیب با توجه به پایگاه مردمی آیت‌الله کاشانی و مذهبی بودن جامعه ایران، وی توانست همچون پلی ارتباطی، مردم مذهبی را به اندیشه‌های جبهه ملی پیوند دهد.

آیت‌الله کاشانی با اعلامیه‌ها، سخنرانی‌ها و فتاوای خود، به مبارزه مردم مشروعیت دینی بخشید و از سویی با برهان‌های عقلی و شرعی خود، لزوم ملی شدن نفت را نیز تبیین کرد. او در این زمینه با روحانیون و دیگر نیروهای مذهبی در تهران و شهرستانها ارتباط یافت و آنها را به حضور در صحنه مبارزه فرا خواند. ایشان با مصاحبه‌های متعدد خارجی نیز استدلال‌ها و دیدگاه‌های خود و مردم را به گوش جهانیان رسانید. قیام 30 تیر 1331 که با فتوای آیت‌الله کاشانی صورت گرفت، یکی دیگر از نمودهای بیداری اسلامی در ایران بود که در واقع اوج قدرت و نیرومندی مرجعیت شیعه و نهاد دینی را در مسائل سیاسی می‌نمایاند».



تمام شد. آقایان نویسنده و نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها، قرار است به نام تبیین چالش میان دو الگوی «شبه‌ترقی غربگرا» و «تعالی اسلامی»، تاریخ قبل و بعد از انقلاب اسلامی در ایران را تبیین کنند ولی حاصل آن، شکل تازه‌ای از تحریف تاریخ است. دانشجوی این کشور در جاهای دیگر خواهد خواند که در مبارزات ملی شدن صنعت نفت، هویت ملی پررنگ‌تر از هویت دینی مردم بود و حتی علما و مبارزان مذهبی هم در ذیل هویت ملی مبارزه می‌کردند. آنان حتما نام مصدق را به عنوان قهرمان ملی شدن صنعت نفت در کنار نام آیت‌الله کاشانی خواهند شنید و نقش بارز وی در ملی شدن صنعت نفت را در خواهند یافت. آنان حتما از کودتای آمریکایی – انگلیسی علیه دولت ملی مصدق آن هم در سکوت یا حتی همراهی برخی از جریانهای مذهبی با این کودتا، مطالبی خواهند خواند و آن وقت اطلاعات خود را با این فراز از کتاب منتشره از سوی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها مقایسه خواهند کرد. قضاوت آنان را در این باره می‌توان حدس زد ولو آن که برای گرفتن نمره قبولی ناچار باشند در ورقه امتحانی خود، پاسخهایی را بنویسند که هیچ اعتقادی به آن ندارند.
telegram 19dey.com

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٧-١١-١٣٩٠, ١١:٠۴

   

پر مبحث ترین ها