سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

دستاوردها و چالش‌های سیاست خارجی دولت تدبیر و امید در سال 94 و چند راهکار برای سال 95

دولت تدبیر و امید به رغم سنگ اندازیهای دلواپسان داخلی توانست در سیاست خارجی با نیل به برجام هسته ای، آرامش نسبی در فضای اقتصادی را به ارمغان آورد.

حسن روحانی به پشتوانه آرای 19 میلیونی خود در خرداد 1392 وبرپایه وعده هایی که در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری به ملت ایران داده بود، بااتکا به حمایت های مردمی و فرصتی که تحت عنوان استراتژی "نرمش قهرمانانه " توسط رهبری نظام در اختیار وی و دولتش قرار گرفت و با اجماع حداکثری مجموعه نظام جمهوری اسلامی ایران بر بنیان رویکرد تعاملی و سازنده با نظام بین الملل و پیشه کردن تنش زدایی و اعتمادسازی درعرصه سیاست خارجی، گامهای سازنده و پرثمری در راستای تامین منافع ملی از طریق اعمال دیپلماسی پویا در روابط خارجی برداشت که نیل به برجام هسته ای در ماههای میانی سال 1394را پس ازگذشت دهسال فراز ونشیب هسته ای و دوسال مذاکرات نفس گیر پس از خرداد 94،میتوان سرلوحه دستاوردهای دولت تدبیر وامید محسوب نمود.

هر چند برجام با مخالفت هایی ازسوی تمامیت خواهان دلواپس مواجه شد اما از آنجا که این مذاکرات تحت نظارت و هدایت مستقیم رهبری نظام صورت گرفت و با حمایتهای دولت و تاحدودی مجلس شورای اسلامی مواجه بود به سرانجام رسید و از اواخر دی ماه 94 اجرای برجام که لغو تحریمهای همه جانبه شورای امنیت سازمان ملل را درپی داشت، آغازشد که البته ثمرات آن بشرطها و شروطها- که از اساسی ترین شروط عدم به آتش کشیدن قیصریه برای دستمالی از سوی افراطیون داخلی و اتکا واقعی و غیرنمایشی نظام به مردم از طریق تقویت مردمسالاری و فراهم نمودن زمینه های اقتصاد وسیاست رقابتی وشفاف درکشور می باشد-به مرور درجامعه عینیت خواهد یافت.

باید به این مهم توجه داشت که بازی برد-برد هسته ای به این معنی نیست که در برجام، ایران هیچ امتیازی به بازیگران مطرح جهانی واگذارنکرده است، بلکه به این معناست که درازای برسمیت شناساندن حق غنی سازی زیرپنج درصدی اورانیوم، لغو تحریمها و رهیدن از تشدید تحریمها و تهاجم نظامی احتمالی علیه ایران محدودیتهایی را به مدت چندسال در زمینه هسته ای پذیرفته است.

در عین حال نباید فراموش کرد که برجام درحالی به دست آمده است که دولت مونولیست، پوپولیست و ماجراجوی پیشاروحانی کشور را درآستانه ورشکستگی اقتصادی و تهدید خارجی قرار داده بود. (ازآنجا که در رابطه با برجام و دستاوردهای آن یادداشتهای زیادی در شبکه های مختلف مجازی منتشر شده لذا در یادداشت حاضر به ابعاد و جوانب مختلف آن نمی پردازم)

از دیگر نتایج دیپلماسی پویای دولت تدبیر و امید که البته این خودنیز در سایه برجام حاصل شده است، افزایش نقش و حضور ایران در حل بحران سوریه است، ایران در حالی در دوره پسابرجام برای شرکت در مذاکرات حل بحران سوریه به صورت رسمی توسط امریکا و غرب دعوت شد که پیش از آن از حضور ایران در روند حل بحران سوری ممانعت میشد. ادامه چنین روندی و مواجهه واقع بینانه ایران با تحولات مربوطه، میتواند زمینه های تقویت نقش منطقه ای ایران را فراهم نماید.

همچنین تهران پس از برجام شاهد یک شاتل دیپلماسی دوسویه به معنی دیدارهای متقابل مقامهای ایرانی و کشورهای مختلف جهان بویژه از اروپا و همینطور سفرهای هیاتهای مختلف اقتصادی وتجاری وامضای یادداشت تفاهمات همکاری با چندکشور مهم گردید که درآینده با امضای قراردادهای اجرایی لازم زمینه های تحقق مفاد آنها فراهم خواهد آمد.

(بسیاری از مقامات خارجی پس از بیش از ده سال بودکه از ایران دیدن کردند) در ضرورت پیوند سیاست خارجی با مسایل داخلی همین بس که رشد تولید، ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی درسایه همکاریهای سازنده با کشورهای مختلف در سایه سیاست خارجی کارآمد و واقع بینانه بدست می آید. از همین رو برجام هسته ای که موجب لغو تحریمهای تجاری، اقتصادی، بانکی، تکنولوژیکی میگردد بیش از پیش حایز اهمیت میگردد.

همچنین دیدار رسمی حسن روحانی رییس جمهور اسلامی ایران از ایتالیا و فرانسه که به دعوت رسمی همتایان ایشان صورت گرفت و موجب امضای اسناد مخالف همکاریهای اقتصادی، بانکی و فنی گردید و بالغ بر پنجاه میلیارد دلار قراردادهای اجرایی را به ارمغان خواهد آورد. نقطه عطف جدیدی در مناسبات ایران باغرب به ویژه اروپا محسوب میگردد. این سفرهای متقابل درسال 94 درحالی صورت گرفت که در دولتهای هشتم ونهم شاهد چنین دیدارهایی نبودیم و رییس دولت وقت با امریکای لاتین و برخی کشورهای کوچک منطقه ای و فرا منطقه ای حشر و نشر داشت که نه تنها منافعی برای ملت ایران در برنداشت بلکه هزینه های زیادی نیز به کشورتحمیل نمود.

سیاست خارجی دولت تدبیر وامید که در واقع ادامه سیاست خارجی دولت اصلاحات پس از انقطاع و شیب هشت ساله می باشد، بیانگر این است که در تصمیمات سیاست خارجی به هر میزان اجماع داخلی و سازگاری بین المللی افزایش یابد، منافع ملی کشور نیز بصورت حداکثری قابل تامین خواهد بود در غیر اینصورت همانگونه که در دولت های میان دولت اصلاحات و تدبیر و امید شاهد آن بودیم، رفتارهای ماجراجویانه میتواند خسران فراوانی به کشور وارد کند به گونه ای که ملک وملت سالها از روند توسعه عقب بمانند که ماندند.

اگر چه دولت تدبیر و امید در سال 94 به موفقیتهای قابل توجهی دست یافت که به اختصار به مواردی از آنها اشاره شد، اما در همین سال جاری در ارتباط با خارج نزدیک و پیرامون خودبا چالشها و بعضا تنشهایی مواجه شده است که هنوز به قوت خود باقیست و برغم صرف انرژی زیادی از توان دستگاه دیپلماسی کشور، دستاورد مثبتی در پی نداشته است.

در سال 94 فاجعه منا که منجر به کشته شدن قریب پانصدنفر از زائران ایرانی خانه خدا گشت مجموعه نظام و بویژه دستگاه سیاست خارجی کشور را به چالش کشید، هر چند پس از هشدار رهبری نظام به آل سعود، گشایشی در رتق و فتق امور حجاج کشته شده و شناسایی وانتقال اکثریت آنها به ایران پدید آمد اما موجبات رضایت نسبی افکار عمومی را فراهم نکرد و روند جریانات به گونه ای پیش رفت که در پی اقدام غیر سازنده عده ای افراطی در حمله به ساختمان سفارت عربستان در تهران -دراعتراض به اعدام شیخ نمر رهبر شیعیان عربستان -که از سوی شبکه ای با برخورداری از حاشیه امنیتی هدایت میشد، سبب شد که ریاض بابهانه قراردادن این اقدام غیر حقوقی، روابط با تهران را قطع کند و زمینه ساز صدور بیانیه هایی هرچند غیر الزام آور از سوی شورای امنیت سازمان ملل، شورای همکاری کشورهای خلیج فارس،اتحادیه عرب و سازمان همکاری کشورهای اسلامی علیه ایران و تهییج افکار عمومی جهانی و اسلامی به زیان کشورمان گردند.

در اقدامی دیگر با قرار گرفتن ایران وروسیه در کنار یکدیگر در سوریه درسال 94 باهدف کمک به بشار اسد و تضعیف یا حذف احتمالی داعش و گروههای تروریستی و شلیک موشکهای هدایت شونده روسی از فراز دریای خزر وایران برای نخستین بار شاهد تحولی جدید در عرصه روابط خارجی ایران شدیم که اگرچه در مقطع کنونی تا حدودی سودآور محسوب میشود، اما باتوجه به روند و ماهیت و پیچیدگیهای تحولات منطقه و سوریه و ابهامات فراوان در رفتار بازیگران و عدم اعتماد به آنها اعم از غرب وروسیه با اطمینان نمیتوان گفت همکاری تهران -مسکو در دمشق تا پایان تحولات و بازیها به نفع ایران خواهد بود.

سوال اساسی این است که در سال پیش رو اتحاد ایران، روسیه، بشار اسد، حزب الله لبنان و تا حدودی عراق در برابر اتفاق امریکا، اروپا، اعراب، ترکیه و متفقین آسیایی واشنگتن خواهد توانست به نفع خود و حل بحران سوری به نتایج مورد انتظار نایل شوند؟ آیا ایران خواهد خواهد توانست برای دوره احتمالی پسا اسد، عمق استراتژیکی برای خود در سوریه تعریف کند؟ یا مجبور خواهد شد همچون مذاکرات هسته ای با امریکا که برجام را به فرجام رساند،برای فرجام بحران سوریه در روند مشابهی چون مذاکرات هسته ای با 1+5مشارکت کند؟

در سال 94 هرچند روابط دوجانبه ای و منطقه ای تهران -مسکو که تاکنون بیشتر جنبه اعلامی و نه اعمالی داشته است گسترش یافت اما روابط تهران -آنکارا تحت تاثیر متغیر سوریه و قرار گرفتن تهران در کنار مسکو پس از سقوط جنگنده سوخوی روسی توسط جنگنده های امریکایی ترکیه دچار تنش گردید و ترکیه را بیش از پیش به سوی جبهه مخالف اسد وایران یعنی عربستان و اکثر کشورهای عربی سوق داد.

این درحالیست که تهران باید موضع بینابینی درقبال اصطکاک روسی-ترکی اتخاذ می نمود، چراکه ترکیه کشور همسایه ومسلمانیست که چسبندگی ژیوپولیتیک ارضی با ایران دارد اما روسیه از چنین موقعیتی برای ایران برخوردارنیست. 

مشارکت فعال سیاسی و مستشاری نظامی ایران در عراق درروند تشکیل دولت این کشور و مبارزه باداعش هرچند دارای دستاوردهایی بوده اما هنوز داعش دراین کشور حضور دارد و اختلافات داخلی سیاسیون عراقی به قوت خود باقیست. 

از موضوعات مهم دیگری که همچون سالهای گذشته در سال 94 نیزبه سرانجامی نرسید تعیین تلکیف رژیم حقوقی دریای خزر بود که برغم ادامه مذاکرات پنج جانبه نمایندگان ویژه کشورهای ساحلی این دریا کماکان در هاله ای از ابهام قراردارد و در سال جاری ایران بار دیگر نتوانست به عنوان مسیر ترانزیت کریدور حمل و نقلی شمال -جنوب گامهای موثری بردارد، همینطور در زمینه افزایش صادرات و ترانزیت نفت وگاز به مقاصد اروپایی موفق به نیل به پیشرفتی نگردید.

همواره باید باین مولفه استراتژیک امعان نظر وافر داشته باشیم که موقعیت مکانی و اقتصادی ایران حکم میکند تا با بهره برداری از مجموعه نعم الهی بویژه در حوزه انرژی و حمل و نقل چسبندگی ژیوپولیتیکی را به پیوستگی اکونومیکی با خارج نزدیک و پیرامون تبدیل کنیم و از رهگذر آن به تامین منافع ملی، تقویت ثبات و امنیت داخلی و منطقه ای تحفه هایی وزین ارزانی داریم که البته نیل حداکثری و پایدار به این اهداف نیز در گرو اتکا نظام به مردم از طریق توسعه و تحکیم مردمسالاری و تقویت نهادهای مدنی و احزاب سیاسی که زمینه تضارب آراء، شایسته سالاری، شفافیت و قانونمندی را فراهم می آورد و مانع از هرگونه نفوذ خارجی میگردد قابل احصاء خواهد بود.

تاریخ گویای این واقعیت است که حکومتها و دولتهایی که به ملت خود متکی نیستند و از دموکراسی نمایشی و هدایت شده برخوردارند در معرض نفوذ خارجی قرار دارند و تاریخ ایران در دوره های مختلف نیز گواهی دهنده این دیدگاه است.

نهایت اینکه دولت تدبیر و امید به رغم سنگ اندازیهای دلواپسان داخلی توانست در سیاست خارجی با نیل به برجام هسته ای، آرامش نسبی در فضای اقتصادی را به ارمغان آورد که به مرور و تحقق برجام 2 که انسجام داخلی و توسعه سیاسی از اولویتهای آن محسوب میشود، نتایج مثبت آن قابل رویت خواهد بود. همینطور با اجرای سیاست تعامل سازنده مبتنی بر تنش زدایی و اعتمادسازی با کشورهای مختلف وارد گفتگو و همکاری شد اما در حوزه خارج نزدیک و مسایل منطقه با چالشهایی مواجه است که با رویکردی برجام گونه میتواند نسبت به رفع این چالشها اهتمام ورزد.

به هرتقدیر دولت معجزه هزاره سوم با ایجاد بحرانهای داخلی و خارجی که نمونه اش در طول تاریخ ایران کمیاب و در مواردی نایاب است، ارثیه ای را به دولت تدبیر و امید به جای گذاشته که بهبود شرایط و جبران مافات در یک دوره چهارساله امکان پذیر نیست و چه بسا سالها طول خواهد کشید تا کشور به وضعیت مناسب دوره دولت اصلاحات رجعت کند، هرچند که در برخی زمینه های اقتصادی و شاید هم سیاسی امکان بازگشت به آن دوره وجود نخواهد داشت.

telegram 19dey.com

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢۴-١٢-١٣٩۴, ٠٩:۵٣

   

پر مبحث ترین ها